قهرمان ميرزا عين السلطنه
6734
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بر ضد سلطنت ايراد [ كردند ] . موضوع نطق و اعتراضات روى اين زمينه بود كه سلطان اسلام نبايد در خارجه با « شاپكا » ( اينجا روسى شد ) و زن فاحشه عكس بيندازد و جواهر سلطنتى را ببرد در اروپا به مصارف غيرمشروع برساند ( دروغ است ) . در صورتىكه متعلق به ملت شش هزار ساله است . ايران بايد جمهورى شود و يك نفر شخص لايق وطنخواهى را رئيس جمهور قرار بدهيم . حرفهاى شفق سرخ كاركنان ادارهء « شفق سرخ » اين احساسات پاك و منور را تقديس كرده و اميدواريم تا شمارهء آينده انعكاس صداى ساير ولايات در صفحات « شفق سرخ » محسوس گردد . خوب است اصناف و احزاب طهران غيرت و همت ولايات را سرمشق خود قرار بدهند و حركتى به خود داده بيش از اين اجازه ندهند قصر سلطنت قاجاريه برپا و معمور باشد ( مثل منارهء ناپلئون ) . مىنويسد املاك شاه را كه خيال فروش دارند نخريد كه ملت عما قريب ضبط خواهد كرد . اما شاه فقط درياى نور را همراه برد و تا قيمت املاك خود را كه با پول خود خريده نگيرد رد نخواهد كرد . به شاه مىنويسد : بچه افعى ، اژدهازاده ما از روز اول نمىبايست ترا به سلطنت برانگيزيم . « كشى مار و پس بچهاش پرورى . » امير نصرت مىگفت « 1 » ده روز است از بس كه از طرف رئيس الوزرا تلگراف رمز به امراى لشكر شرق ، غرب ، جنوب ، شمال نموديم و از طرف خدايار خان به رؤساى تلگرافخانه گيج شديم و مشاعرمان زايل شد . عثمانى خبر بىسيم پاريس است . كليهء شاهزادگان و خليفه و اعضاء خانوادهء سلطنتى عثمانى الى الابد از حق زندگانى در خاك عثمانى محروم خواهند بود . « شفق » مىنويسد اميدواريم ايران هم بدين اقدام موفق شود . خبر ندارد آنها به همه جهت هشتاد نفرند و اگر بخواهند از طهران فقط شاهزاده ، قجر و منتسبين آنها را بيرون كنند يك ثلث طهران بلا سكنه و ويران مىشود . من يك نفر كه راضى هستم مالم را بخرند ، مطالباتم را بدهند خاك مقدس ايران را بوسيده بروم و براى آقاى دشتى بگذارم تا نوبهء آنها هم مثل قائدين مشروطيت برسد كه از وضيع و شريف ، غنى و فقير گرفتار اعمال خود شدند .
--> ( 1 ) - امير نصرت - خبير همايون - همشيرهزادهء نويسنده كارمند تلگرافخانه . ( مسعود سالور )